یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
عکس شعر و متن عاشقانه
بی تو

بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟
هستی من از تو مانده یادگار،
من به پای خود به دامت آمدم ،
من مگر زدست خود کنم فرار!
تا لبم، دگر نفس نمی رسد،
ناله ام به گوش کس نمی رسد،
می رسی به کام دل که بشنوی:
ناله ای ازین قفس نمی رسد...!
خواهم مرد

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
نمیدانم چرا؟

پنجره ها رو وا کنین که عشقم از سفر میاد
برای غربت شبم مژده ای از سحر میاد
صدای پاشو می شنوم تو کوچه ها قدم زنون
پر می کشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون
آهای آهای ستاره ها فانوس راه اون بشین
بگین بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین
پنجره ها رو وا کنین گل بریزین سبد سبد
میاد که پیشم بمونه گفته نمی ره تا ابد
ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه
بگین به این شکسته دل یه عمره دلواپسه
باید فراموشت کنم

باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....
تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول
عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب
عشق یعنی انفجار احساسات
عشق یعنی کم کردن فاصله ها
عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم
عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن
عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه
عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی
عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
متنفرم

اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها
سرزمین وداع را می سوزاند
کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی
پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد
هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی
هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی
همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای
زود از دنیای تو می رود .
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :
پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی
افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .
دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .
من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن
و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .
زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین
سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است
که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .
ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم
به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا
دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است
دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند
تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای
دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم
و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم
صورتک

صورتک جا مانده آنسوتر
چهره غمگین
نگاه خیس
سرزنش آمیز
خوف انگیز
صورتک بی من پریشان نیست
آرزو

از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:
بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن
گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق
گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن
گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن
گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن
گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد
گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن
گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن
پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
ساحل دریا
.jpg)
تو چشاش حلقه ي عشقه توي قلبش غم دنيا
منتظر به راه مي ياره تا بياد امروز و فردا
باورش نمي شه عشق و همه دنياش زير ابه
تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه تنها يي براش عذابه
خاطرات لب دريا ديگه از يادش نمي ره
همه دنياش زير اب و خودشم به غم اسيره
دست اين رحم زمونه عشفشو برده به دريا
حالا از خودش ميپرسه ميادش آياوآيا
عاشقي که تنها باشه توي دنيا نميمونه
دل عاشق رو شکستن شده کار اين زمونه
خاطرات لب دريا ديگه از يادش نميره
همه دنياش زير اب و خودشم به غم اسيره
هرگز از يادش نميره
از غم دوريش ميميره
از غم دوري ميميره
ديگه از يادش نميره
از غم دوريش ميميره...........

در آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پايت افتاده است نرو
لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن
تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرو.....
نگذار دوباره تنها شوم....
نرو.....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:43 AM توسط : لوتی
جمعه بیست و سوم فروردین 1387
درمغز عاشقان چه ميگذرد؟
|
در سومين شماره ماهنامه زندگي مثبت كه در اسفند 86 منتشر شده است، دكتر شهرام يزداني نتايج برخي از آخرين مطالعات محققان را درباره عشق بيان كرده است. او از پژوهشهايي ميگويد كه ثابت ميكنند شور عشق (يا همان عشق رمانتيك) احساسي موقت، زودگذر و غيرقابل اعتماد است؛ و نيز نتايج تحقيق محققاني را نشانمان ميدهد كه خواستهاند بفهمند چه چيزي ضامن بقاي يك زندگي زناشويي است.
|
شور عشق، استارت يا سوخت
شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول ميكند و خواب و خوراكمان را ميگيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل ميكنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نميتوانيم فقط با استارتزدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نكته وجود دارد- مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاهي كه از كاركرد مغز عكس ميگيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمتهايي فعال ميشود كه مربوط به �پاداش فوري� است- همان قسمتهايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال ميشود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف مادهي مخدر به فعاليت ميافتد. اين قسمتهاي مغز، تشكر فوري را اعلام ميكنند، و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمتهاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداشهاي طولانيمدت است.
دو پژوهشگر ديگر به اسمهاي بارتل و ذكي آمدند همين كار را روي كساني كردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند- همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمتهايي از مغز آنها را فعال ميكند كه مربوط به �پاداشهاي بلندمدت� است- همان قسمتهايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقهتان فكر ميكنيد يا موسيقي مورد علاقهتان را گوش ميكنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.
نتيجهي اين پژوهشها نشان ميدهد چون پاداش فوري هميشه تاييدكنندهي چيزهايي است كه قابل اتكا نيستند، عشق رمانتيك هم كه دستمايهي شعر و غزل و رمان و فيلمهاي زيادي شده است و چيز قشنگي هم هست قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه قابل اعتماد، اصيل و ماندگار است.
بعضي اقوام اصلاً نميدانند عشق چيست؟
عشق رمانتيك نه تنها كوتاهمدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همهي اقوام و ملتها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همهي جوامع و فرهنگها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما ميشناسيم ميشناسند؟
دو پژوهشگر به نامهاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كردهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشارهاي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما تشكيل خانواده ميدهند، به خانوادهشان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم ميكنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم در آن فرهنگها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمهي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نميكنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن ميشوند.
در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيدهاند كه �شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا نه؟�
90 درصد آنها جواب مثبت دادهاند. يعني گفتهاند �دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.� اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيدهاند �آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟� 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفتهاند در نهايت با فردي ازدواج كردهاند كه عاشقش نيستند و رابطهي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه �عشق� نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.
عشق نوعي بيماري است؟
برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شدهاند كه �آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري پاتولوژيك است يا نه؟� و جالب است بدانيد روانشناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يك بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كردهاند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم ميآورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي ميكند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي ميشود. مثلا كسي عادت دارد هر شب 10 بار دستهايش را بشويد و اگر 8 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب ميشود و نميتواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلولهاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا ميكند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. پس عشق يك حالت وسواس اجباري ايجاد ميكند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادتهاي خاصي ميشود كه نميتواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل ميكند.
هوش عاطفيات را بالا ببر
با تمام اين حرفها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيدهاند كه �اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟� يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريهاي شكل گرفت كه اگر برخي شباهتهاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود ميآيد كه ميتواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نميافتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاقها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق ميافتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهتهايي به هم داشتهاند اما پس از ازدواج تغيير كردهاند. پس خيلي وقتها مشكل اينجاست كه آدمها تغيير ميكنند؛ اما با هم تغيير نميكنند: در دو مسير يا با سرعتهاي متفاوتي تغيير ميكنند. پس حالا اين سوال به وجود ميآيد كه �اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز ميتواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوجها را تضمين كند؟�
پژوهشهاي زيادي نشان دادهاند كه هوش عاطفي يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك ميكند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.
هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان ميشويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مسالهاي معمولي حلش كنيم .اين نوع هوش، يك چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل ميگيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليديترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند ميتوانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا زندگيشان به رشد و صميميت بيشتري منجر شود.
چه قدرعاشق هستيد؟
عشق هم بالاخره اتفاقي است كه به قول شاعر، خواه ناخواه رخ ميدهد. براي خيلي از روانشناسها مطالعه اين پديده جالب است. بعضيها مانند استرنبرگ حتي نظريهاي علمي درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است كه يك عشق كامل سه جنبه دارد. اولين جنبه، وفاداري به معشوق است، دومي، احساس صميميت نسبت به او و سومي، داشتن ميل جنسي به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر كدام از اينها كه وجود نداشته باشد، يك جاي كار دارد ميلنگد. پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق كاري ندارد و ميخواهد به طور كلي بگويد كه آيا شما عاشق هستيد يا نه؟ اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب، معلوم است كه بيشتر براي دانشجوها كاربرد دارد.
چگونه از اين تست استفاده كنيم؟
عبارات زير را بخوانيد. معشوقتان را تصور كنيد و نام معشوقتان را به جاي كلمه او بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طوركامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6 ، اگر كمي موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست ميدانستيد و هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن كمي مخالف بوديد، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر بهطور كامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.
1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم. ?
2) او را خيلي جذاب ميدانم. ?
3) او نسبت به بيشتر مردم، عيبهاي كمتري دارد. ?
4) براي او هر كاري كه لازم باشد، انجام ميدهم. ?
5) به نظر من، او خيلي دلربا است. ?
6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم. ?
7) وقتي با هم كاري را انجام ميدهيم، كار برايم خيلي خوشايند است. ?
8) دوست دارم كه او حتما مال من باشد. ?
9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت ميشوم. ?
10) خيلي وقتها به او فكر ميكنم. ?
11) خيلي مهم است كه او به من علاقه داشته باشد. ?
12) وقتي با او هستم، كاملا خوشحالم. ?
13) برايم دشوار است كه براي مدتي طولاني از او دور باشم. ?
14) خيلي به او علاقه دارم. ?
راهنماي نمرهگذاري:
حالا عددهايي را كه جلوي هر عبارت گذاشتهايد، با هم جمع بزنيد.
� شمايي كه بالاي 89 نمره آوردهايد، وضعتان خراب است. شما بدجوري عاشق شدهايد و اگر صادقانه به پرسشها پاسخ دادهايد، در عشقتان هيچ شكي نميتوان كرد.
� اگر نمرهتان حول و حوش 78 تا 88 ميچرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است كه در بالاي قله عشق بايستيد.
� اما اگر نمرهتان بين 68 تا 77 باشد، احتمال كمتري وجود دارد كه عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشقايد.
� كساني كه از 68 پايينتر آوردهاند، بهتر است كه خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.
� كساني كه از 58 پايينترند، به هيچوجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا كنند و يا اسم احساسات رقيقشان را نگذارند عشق!
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:8 AM توسط : لوتی